اندونزی اولین شریک تجاری ایران در آسه آن| نگاه ویژه «بالی» به بندر چابهار



توحید ورستان؛ بازار: اندونزی چهارمین کشور پرجمعیت جهان و بزرگترین کشور با اکثریت مسلمان است. در طول دو دهه گذشته، اندونزی تغییرات عمیقی را تجربه کرده است. با شروع بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷، این کشور در آستانه فاجعه قرار گرفته بود. بحرانی که در ماه ژوئیه در تایلند آغاز شد، به سرعت به اندونزی سرایت و باعث فروپاشی اقتصادی شد که با افزایش تنش سیاسی، فوران خشونت بین مسیحیان و مردم تشدیدش‌های جدایی‌طلب همراه بود. در میان این تحولات، رئیس جمهور اندونزی سوهارتو (در ماه مه ۱۹۹۸) پس از ۳۲ سال قدرت، باید به استعفا تبدیل شود و به دوره نظم جدید پایان داد.

از آن زمان، اندونزی تحت عنوان Reformasi (اصلاحات) به یک دموکراسی مبتنی بر مدارا و تفسیر معتدل از اسلام تبدیل شده است. در همین حال، اندونزی که به عنوان عضوی از گروه بیست (G-۲۰) است، به عنوان یکی از سریع‌ترین اقتصادهای آسیا و به عنوان بزرگترین اقتصاد در انجمن جنوب شرق آسیا (آسه آن) ظاهر می‌شود. در این زمینه، اندونزی به دنبال نقش برجسته‌تری در امور منطقه‌ای و بین‌المللی است.

افق در حال گسترش آرزوهای بین المللی اندونزی به سمت غرب تا شمال آفریقا (MENA) گسترش می‌یابد. از برخی جهات، این تعجب آور نیست. به هر حال، ارتباطات تجاری و مذهبی-فرهنگی اندونزی با مرور به قرن‌ها قبل از برمی‌گردانی. مسیرهای دریای هند بین آسیای جنوب شرقی و ستون فقرات تلخ‌ترین شبکه تجارت دریایی در جهان را طی دوره ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ تشکیل داده است. اخیرا نیز تجارت اندونزی و خلیج فارس افزایش یافته است. علاوه بر این، وزارت بازرگانی اندونزی در تلاش برای مشارکت در بازار مصرف مصرف، رویدادهای تبلیغاتی و بهبود خدماتی را افزایش داده است.

در این میان رابطه اقتصادی تهران-بالی در سال 1951 آغاز شد، اما روابط بین دو کشور هنوز به سطح مطلوب نرسیده است. شرکای تجاری مهمی برای آنها وجود دارد و حجم تجارت دوجانبه حتی به 2 میلیارد دلار می رسد که انرژی بخش مهمی از مشارکت اقتصادی آنها را می دهد. البته هم اکنون نیز این کشور جزوه ۱۰ کشور اصلی خریدار کالاهای ایران است. بنابراین برای واکاوی رابطه دو کشور لازم است ابتدا باید اقتصادی اقتصادی تهران به آسیای شرقی را بررسی کرد.

رابطه اقتصادی ایران با شرق آسیا
در اکتبر سال 2016 حسن روحانی، ریاست جمهوری جمهوری وقت ایران، در سفر به شرق آسیا از ویتنام، مالزی و تایلند دیدار داشت. هدف اولیه سفر روحانی به منطقه، تجارت و سرمایه گذاری بود- بخشی از آن نیز می تواند فعالیت های دیپلماتیک برای دامن زدن به بهبود اقتصادی کشور باشد.

بنابراین تماس ایران و آسیای جنوب شرقی موضوعی نیست و بازار ایرانی قرن‌هاست در منطقه حضور داشته‌اند. در سالهای زندگی اخیر، این منطقه به محل بیش از صد هزار نفر از آنها تنها در مالزی است. اما منطقه فعلی ایران به آسیای جنوب شرقی در درجه نخست بر گسترش تجارت است. با توجه به اینکه انجمن جنوب شرقی آسیا (آسه آن) یک نیروی اقتصادی بزرگ در آسیا و محرک اصلی رشد جهانی است، این سیاست تعجب‌آور نیست.

پیشبینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰ تولید ناخالص داخلی (GDP) به اصطلاح «ببرهای آسه آن» شامل؛ مالزی، اندونزی، فیلیپین و تایلند – از ۱ تریلیون دلار فراتر رود. ویتنام نیز مانند بازارهای مرزی کامبوج و لائوس در مسیر رشد سریع قرار دارد. با راه اندازی انجمن اقتصادی آسه آن (AEC) در نوامبر ۲۰۱۵، این بلوک ده عضوی در مسیر تبدیل شدن به یک بازار کاملا یکپارچه قرار دارد. این چشم‌های روشن زمینه‌های را برای تلاش‌های ایران برای برقراری مجدد و گسترش روابط اقتصادی با بحران‌های آسه‌آن، که در نتیجه تحریم‌های بین‌المللی ضعیف شدند، ایجاد می‌کنند.

در اواخر ایران با 99 آسایش به عنوان بخشی از پاسخ سیاست به شرق، که به دوری فزاینده از بازارهای غربی می‌شود، به طور جدی آغاز شد. توسعه روابط تجاری و سرمایه گذاری ایران با آسیای جنوب شرقی، هر چند نسبتاً کند و نابرابر پیش رفت، در اواسط دهه دو هزار توجه بیشتری به خود گرفت و بر بخش انرژی انجام شد. در سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹، ایران توسعه نفت و گاز امیدوارکننده با شرکای آسیای جنوب شرقی امضا کرد.

با این حال، همان شرایطی که باعث شد ایران این سرمایه‌گذاری را دنبال کند، یعنی افزایش تحریم‌های آمریکا بر روی شرکت‌های خارجی برای توقف سرمایه‌گذاری در ایران، باعث تعلیق یا لغو قراردادها یا کاهش سرعت اجرای پروژه‌ها می‌شود. به عنوان مثال، گاز طبیعی مایع (LNG) ایران قربانی تحریم‌ها شد. در سال ۲۰۰۵، شرکت نفت و گاز دولتی مالزی، Petroliam Nasional Berhad (Petronas) بیست درصد از سهام خود در پروژه LNG در ایران را به دلیل فشارهای ناشی از تحریم‌ها پس گرفت. پروژه‌های دیگر نیز متعاقباً از بین رفتند و با تشدید تحریم‌ها، ایران برای هیچ پروژه‌ای از LNG خود به فناوری شرکت‌های بزرگ خارجی دسترسی ندارد.

نفت خام خام و فرآورده های پالایش شده ایران به آسه آن نیز به سرنوشت مشابهی دچار شد. در مارس ۲۰۱۰، پتروناس ارسال بنزین به ایران را به حالت تعلیق درآورد. دو ماه قبل از اعمال تحریم های ایالات متحده در سال ۲۰۱۲، پتروناس – که تا آن زمان یک خریدار آسیایی متوسط ​​نفت خام ایران (۵۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ که در روز) بود، تولید نفت خام از ایران را انجام داد. تجارت دوجانبه ایران و سنگاپور نیز به شدت کاهش یافته و از ۶.۶ میلیارد دلار آمریکا در سال ۲۰۱۱ به پایین‌ترین رقم در حدود ۱۷۱ میلیون دلار در سال ۲۰۱۵ رسیده است. در مجموع دو اولویت ایران در ارتباط با آسه آن شامل؛ ۱) ورود مجدد موفق به بازار جهانی نفت و ۲) جذب سرمایه گذاری خارجی برای زیرساخت های نفت/گاز و توسعه میدانی کشور است.

جالب اینجاست که ایران با اندونزی و سنگاپور بیشترین پیشرفت را در زمینه همکاری انرژی از زمان امضا و اجرای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) دارد که تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای آنرا لغو کرد. اندونزی، بزرگترین اقتصاد آسه آن، که در سال ۲۰۰۴ واردکننده خالص نفت شد، اکنون به نفت خارجی برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد داخلی وابسته است. علاوه بر این، پالایش ملیایش آن بیش از حد افزایش یافته است.

این کشور همچنین در آستانه تبدیل شدن به بزرگترین مصرف کننده گاز جنوب شرقی آسیا تا سال ۲۰۲۵ است. در این شرایط است که همکاری انرژی ایران و اندونزی مورد توجه قرار گرفته است. علی طیب نیا، وزیر امور اقتصادی و دارای وزیر اقتصاد دولت روحانی، گفته بود که انتظار می‌رود ایران ۲۰۰ هزار بشکه در روز نفت خام به اندونزی صادر می‌کند. همچنین اولین محموله ایران به عنوان تامین کننده جدید گاز نفت انرژی (LPG) به اندونزی در اکتبر ۲۰۱۶ وارد بنادر این کشور شد.

در مقابل نیز اندونزی به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های زیرساخت انرژی ایران نشان داده است. شرکت پیشتر، دوی سوئتجیپتو، شرکت پرتامینا گفته است که «ایران یکی از اولویت‌های پرتامینا است. ما در مورد سرمایه گذاری در نفت و گاز بالادستی ایران هستیم که به ایران کمک می کند تا نفت خود را افزایش دهد.» از همین روی پرتامینا در مرداد ماه سال ۲۰۱۶ تفاهم نامه با شرکت ملی نفت ایران برای انجام مطالعات توسعه میادین نفتی در میادین آب تیمور و منصوری امضا کرد. که در صورت عملیاتی شدن، اولین سرمایه گذاری اندونزی در بخش بالادستی نفت ایران می‌بود که با تشدید تحریم‌های آمریکا وضعیت آن بلاتکلیف ماند.

بعلاوه بر این اندونزی، بزرگترین واردکننده بنزین در منطقه، در نظر دارد ظرف سالهای آینده ظرفیت، پالایش خود را به میزان 500 هزار بشکه در روز افزایش می دهد. از همین روی در ماه اوت ۲۰۱۵، ایران پیشنهادی را ارائه کرد، مبنی بر ساخت یک پالایشگاه نفت ۱۰۰ هزار بشکه در روز (بونتانگ) در جاوه و تامین نفت خام این تاسیسات. در همان ماه، شرکت بازرگانی پتروشیمی ایران (PCC) تفاهم نامه همکاری پتروشیمی با پرتامینا امضا کرد که باعث آن شد، طرف اندونزیایی کرد که مستقیماً گاز مایع (LPG)، پلیمرها، میعانات گازی و قیر را از PCC خریداری کرد.

محتاطانه به رقابت تهران-ریاض
اندونزی غنی از منابع، پرجمعیت و نسبتاً تأثیرگذار در منطقه خود، ترکیبی جذاب برای ایران و عربستان سعودی است. با این، اندونزی همیشه در طرف‌های بین این دو قدرت رقیب محتاط انتخاب شده است که نتیجه آن چقدر سیاست خارجی آن بدون وجود است.

دولت اندونزی مشتاق جذب سرمایه از عربستان سعودی بوده و میلیاردها دلار برای ساختن مساجد و دانشگاه‌های مذهبی در سرتاسر اندونزی و همچنین ارائه بورسیه تحصیلی برای دانشجویان دانشجویی برای تحصیل در استرالیا هزینه کرده است. ثمرات سرمایه گذاری عربستان سعودی در افزایش در میان کاربران اندونزی دیده می شود.

برای ایران نیز روابط باثبات با اندونزی مهم فزاینده‌های دارد. ایران که توسط ایالات متحده تحریم شده است، برای تقویت روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود با آسیای جنوب شرقی، فشار ایالات متحده آمریکا را تغییر داده است. این معناست که ایران عملگرایانه‌تری ایجاد کرده و به اتحادهای تجاری و اقتصاد در اولویت است.

از همین روی تهران به نتیجه مطلوب رسیده و روابط ایران با اندونزی دوستانه باقی مانده است. هر دو کشور مشتاق شده‌اند با حفظ دیدگاه‌های مذهبی متفاوت خود، برای حفظ همکاری اقتصادی. رهبران هر دو کشور در سفرهای دیپلماتیک شرکت کرده اند، ایران از انتقاد در مورد سرمایه‌گذاری عربستان در مجمع الجزایر جلوگیر و در مقابل، اندونزی از «حق ایران برای دستیابی به انرژی هسته‌ای» حمایت کرده است.

نتیجه
اگر اندونزی و ایران از افزایش مشارکت‌های تجاری وجود داشته باشد، اما باید چالش‌هایی وجود داشته باشد که توسط دو کشور حل شود، از جمله سیستم پرداخت، نقل و انتقال، ریسک تجاری و سیاست‌های تجاری برای محصولات قابل تولید در ایران. از همین روی در سفر رئیسجمهوری اندونزی به ایران در سال ۲۰۱۶، هدف افزایش مبادلات دو میلیارد دلاری بود. اما اکنون حجم مبلات تجاری میان دو کشور به یک میلیارد دلار رسیده است.

اقتصاد ایران و اندونزی مکمل همدیگر هستند به این صورت که هر دو کشور به برخی از محصولات همدیگر نیاز دارند. از همین روی، دو کشور مذاکره نامه تجارتی (PTA) و همچنین ارتقاء و امکان انجام دو کشور را خواهند کرد.

یکی دیگر از ظرفیت‌های ایران برای افزایش حجم تجارت و مبادلات دو کشور از بندر چابهار است که می‌توان آن را به خلیج فارس متصل کرد. وزیر صمت ایران، در دیدار با نایب‌رئیس مجلس نمایندگان جمهوری اندونزی گفت: اندونزی در حوزه تولید کائوچو، روغن پالایش و کاغذ، ظرفیت‌های خوبی دارد و می‌تواند از بندر چابهار به‌عنوان هاب منطقه برای پوشش قابل استفاده کند.

همچنین مهدی صفری، معاون دیپلماسی اقتصادی امور خارجه، در این خصوص با اشاره به امکان افزایش حجم روابط تجاری بین دو کشور و معرفی بندر چابهار به عنوان یک نقطه ترانزیتی مهم و امن برای کالاهای موجود اندونزی و امکان صدور آن به منطقه از جمله آسیای میانه و قفقاز، ایران برای استفاده از ارزهای ملی در مبادلات تجاری و به کارگیری مکانیزم تهاتر را برای گسترش هرچه بیشتر روابط تجاری میان دو کشور اعلام کرد.